تبليغاتX
بر من چه گذشت
بی کسی هام

همه به خانواده نیاز داریم

و من بدون خانواده ام هیچ هستم

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


زن ، زندان ، زندانی

در اکثر کشورهای دنيا هم زنه زندانی داريم، هم زندانبان زن ولی جالب اينجاست که در زبان ما اين سه کلمه ی "زن ، زندان و زندانی" اينقدر از لحاظ نوشتاری و آهنگ، شبيه ، نزديک و هم آوا هستند و اين تشابه وقتی جالب تر و در عين حال غم انگيز ميشود که می بينيم دست تقدير علاوه بر آهنگ و آوا ؛ معنا و مفهوم اين سه کلمه را هم اين قدر به هم قرين و نزديک و همسايه کرده است


 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


بلند بلند فکر کنیم

درصدی از تولدها حاصل ِ تجاوز ِ جنسی است، چه علنی، یعنی با کتک، و چه تلویحی، یعنی چون آقا می خواهد. اما به هر حال کم هم نیستند زوج های دلداده ای که “حاصل ِ عشق”شان باید در خیابان کبریت بفروشد، چون دو کبوتر ِ سپید بخت حواسشان نبوده که قبل از پرواز به سمت ِ اتاق خواب نگاهی هم به حساب بانکیشان بیاندازند

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


ولنتاین مبارک

اصلا کاری به این ندارم که این مراسم ایرانیه یا خارجی
فقط میگم مبارکه

جایی نوشته روز عشاق مبارک
بابا به خواهر کوچولوم میگه : می تونی بخونی اونجا چی نوشته ؟
میگه (بخش بخش کنان) : روز ع شا ق  م با رک (!؟)
بابا می خنده و دستی به سر من میکشه

پ.ن : عجب بساطی داریم ما ؛ همه جوره تیکه میندازن به آدم :دی

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


روزها میگذرد

یادمه قدیما می گفتن که طرف با سیلی صورتشو سرخ نگه میداره تا یه وقت نگن که بدبخت صورتش از نداری زرد شده و حتما" کم و کسری آورده و فلان . الان دیگه همه صورتشونو زرد نگه میدارن که یه وقت یکی نیاد یقه شون رو بگیره که بگه پول داری دستی بهم بدی ؟

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


عزیزم تولدت مبارک

واسم سواله که واقعا" می تونی منو هزار سال تحمل کنی وقتی آدم با تو هیچ وقت پیر نمیشه ؟
عزیزم تولدت مبارک

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


دکتر علی شریعتی

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


{حسین} ؛ دو طرح ساده

از اونجایی که بلد نیستم بحث های فلسفی پیرامون زندگی ئه امام حسین راه بندازم ، یه راست رفتم سراغ تایپوگرافی کلمه ی حسین که خیلی وقتمو گرفت البته شاید زیاد حرفه ای نباشه اما من تلاش خودم رو کردم . در ضمن توی تصویر دوم خورشید هم خودم با فوتوشاپ درست کردم که امیدوارم غیر طبیعی به نظر نرسه

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


دنیای کوچک من

به واسطه ی کاغذی پاره که خط می خورد و فریادهایم را در سکوت به دنبال آرزویی میراند ؛
از حادثه ی تلخی سوخته و دوباره ساخته خود را تا مرض تمام شیرینی های لبخند کوتاهت

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


من مغرور نیستم


من زنگ نمی زنم ، نه زنگ نمی زنم
تو که بچه نبودی ، غرورتو بزار کنار 

حالا مکرر می شنوم : در دسترس نمی باشد
این هم از شانس من

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


... آتش اندر زن به

آدمی را در نظر بگیرید که مثلاً در سن 18 سالگی وارد اولین رابطه‌ی جدی‌اش با جنس مخالف می‌شود. بی‌تجربه است. کنج‌کاو است. خیلی نمی‌داند چه‌طور رفتار کند. یک چیزهایی از اطرافیان شنیده‌است و حس می‌کند که باید همان‌طوری رفتار کند - که اغلب آدم‌ها چندوقت بعد می‌فهمند چیزی که زیاد شنیده‌اند در مورد روابط، اطلاعات اشتباه بوده.


این آدم اصولاً یک جورهایی در رابطه‌ی اول شکل می‌گیرد؛ «خود ِ درون رابطه»اش را کشف می‌کند. تجربه می‌کند؛ آزمون و خطا. نتیجه‌گیری می‌کند. نتیجه‌گیری‌های قبلی‌اش رو نقض می‌کند و ... . این آدم به‌تر است «خود ِ درون رابطه‌»‌اش را درست کشف کند.
اتفاق - از نظر من - بدی که می‌تواند بیفتد، این است که رابطه‌ی اول بعضی از آدم‌ها، رابطه‌های خوبی نباشد. مشکل‌دار باشد. مثلاً پسری را در نظر بگیرید که با دختری دوست می‌شود. بعد مثلاً دختر قصه‌ی ما، خیلی فرت‌فرت قهر می‌کند. یعنی به نظر می‌آید که این دو نفر با هم دوست هستند. ولی اصولاً این دو نفر تمام مدت با هم قهر هستند مگر خلاف‌اش ثابت شود. قبول دارم که بعضی‌ها ژانر قهر را خیلی دوست دارند و رابطه برای‌شان بدون قهر مفهومی ندارد، ولی بیایید در نظر بگیرید که پسر قصه‌ی ما بعد از دو سال که این رابطه‌اش تمام می‌شود، به چه آدمی تبدیل می‌شود ... (ادامه)

 

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


بدون شرح


 

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


عشق و انعکاس

دیروز جمعه بود و بعدازظهر خوابم نمی برد ؛ اینم یه کار تماما" فوتوشاپی و البته ساده


 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


لحظه ای تفکر

هر وقت تو زندگی رسیدی به یه در که روش یه قفل بزرگ زدن ، نترس ؛
چون اگه قرار بود اون در باز نشه ، جاش یه دیوار می ساختن .



پ.ن: خوشحالم که " بی کسی هام" ، از این پس با دو قلم می نویسد

 نگارش یافته توسط : نيما | | متن کامل


سرد پائیزی



گامهایم روی خش خش سرد برگها و
دستانم در دست کسی که دوستش میدارم

می چرخیم و می چرخیم ، پارک هم به دور ما
...

 نگارش یافته توسط : شکوفه | | متن کامل


تماس با من خوراک مطالب
آرشیو مطالب وبلاگ
طراحی شده توسط نیما
خوراک مطالب
تماس با من